گیله مرد


نگاهش به سبزه عید که افتاد رفت توی فکر ...

لحظاتی گذشت ...

وقتی سرشو بالا آورد و فهمید که دارم با تعجب نگاه می کنم، لبخند تلخی زد. 

گفتم: " گیله مرد " ! توی سبزه ها چی دیدی که رفتی تو فکر ؟!

کمی سکوت کرد و گفت : 

به این دونه های سبز شده نگاه کن ... چند روز آب و غذا و نور خورشید خوردند و رشد کردند ...

گفتم : خب !

گفت : سیصد شصت و پنج روز از خدا عمر گرفتیم و آب و غذا و فلک در اختیارمون بود ؛ می ترسم رشد که نکرده باشم هیچ؛ افت هم کرده باشم !

دونه ای که نخواد رشد کنه ؛ هر چقدر آب و آفتاب بهش بدی فقط بیشتر می گنده ...



بزرگ علوی

گیله مرد


/ 1 نظر / 28 بازدید